
ديرگاهيست كه تنها شده ام
قصه غربت صحرا شده ام
وسعت درد فقط سهم من است
باز هم قسمت غم ها شده ام
دگر آيينه زمن بي خبر است
اسير شب يلدا شده ام
من كه بي تاب شقايق بودم
همدم سردي يخ ها شده ام
كاش چشمان مرا خاك كني
تا نبينم كه چه تنها شده ام...
نوشته شده توسط (¯`.ღآرام ღ.´¯) در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 12:5 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

بوسه مگر چیست فشار دو لب
آنکه گناه نیست چه روز و چه شب
بوسه يعني وصل شيرين دولب
بوسه يعني عشق در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب عشق
بوسه يعني آتش و گرماي تب
بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس خوبه طعم عشق
طعمه شيريني به رنگ سادگی
بوسه يعني آغازي براي ما شدن
لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه آتش ميزند بر جسم و جان
بوسه بر ميدارد اين شرم از ميان
بوسه يعني شادي و شور و نشاط
بوسه يعني عشق خالي از گناه
بوسه يعني قلب تو از آن من
بوسه يعني تو هميشه ماله من
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY